... انتظار سبز

... انتظار سبز

زهرا سهرابیان
... انتظار سبز

خدا

خدا تنها روزنه امیدی است که هیچ گاه بسته نمی شود …
تنها کسی ایست که با دهان بسته هم می توان صدایش کرد …
با پای شکسته هم می توان سراغش رفت …
تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر بر می دارد …
تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند …
وقتی همه پشت کردند آغوش می گشاید …
وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود …
و تنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه کردن …

 

خداوندا …
دقیق یادم نیست آخرین بار کی خود را پیدا کردم …
اما خوب یادم هست هرگاه که گم شدم ، دستم در دست تو نبود …



تاريخ : پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 11:46 | نویسنده : زهرا سهرابیان |

لازم نیست

لازم نیست یکدیگر را تحمل کنیم ،
کافیست همدیگر را قضاوت نکنیم !

لازم نیست برای شاد کردن یکدیگر تلاش کنیم ،
کافیست بهم آزار نرسانیم …

حتی لازم نیست یکدیگر را دوست داشته باشیم ،
فقط کافیست دشمن هم نباشیم …

در کنار هم شاد بودن و با آرامش زیستن ،
سخت ساده است … !



تاريخ : چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 11:32 | نویسنده : زهرا سهرابیان |

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ...

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ...
ﭼﻪ ﺭﻭﺯ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ...
ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ .... ...ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺩﻟﻢ ﻫﻮﺍﯼ ﻣﻬﺪﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﻣﻬﺪﯼ ﺍﻡ
ﺍﺣﻮﺍﻟﺖ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ
ﻣﻮﻻﯼ ﻣﻦ ﺩﻋﺎﯼ ﮐﻤﯿﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﯿﺎﺑﺖ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ ...
ﺩﻋﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻧﺖ ﺑﻤﺎﻧﻢ ...
ﺩﻋﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﻡ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ ..
ﭼﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ ﺍﺷﮏ ﺗﻤﺎﻡ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﭘﺮ ﮐﺮﺩ ..
ﻭ ﻓﻘﻂ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ
ﻣﻬﺪﯼ ﺍﻡ
ﺩﻋﺎ ﮐﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ
ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺻﻞ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤمﺪ ﻭ ﻋﺠﻞ ﻓﺮﺟﻬﻢ
ﺍﻟﻠﻬﻢ ﻋﺠﻞ ﻟﻮﻟﯿﮏ ﺍﻟﻔﺮﺝ



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ | 13:38 | نویسنده : زهرا سهرابیان |

از فقر می خواهم بگویم. . . . . . . . . .

 از فقر می خواهم بگویم. . . . . . . . . . 

 فقر همه جا سر میکشد. . . . . . . . . . . 

 فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست . . . . . . .

 فقر ، چیزی را نداشتن است ، ولی ، آن چیز پول نیست . . . . .  

 طلا و غذا نیست. . . . . . . . . 

 فقر ، همان گرد و خاکی است که برکتاب های فروش نرفته ی یک

 کتابفروشی می نشیند. . . . . . . . . .

 فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ، که روزنامه های

 برگشتی را خرد میکند. . . . . . . . . .

 فقر ، کتیبه ی هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند.  

 فقر ، پوست موزی است که از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان

 انداخته میشود. . . . . . . . . .

 فقر ، همه جا سر میکشد. . . . . . . . . . . .

 فقر ، شب را بی غذا سرکردن نیست. . . . . . . . . .

 فقر ، روز را بی اندیشه سر کردن است. . . . . . . . . .



تاريخ : سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ | 0:1 | نویسنده : زهرا سهرابیان |

خدایا...

خدایا هرجا رو کردم به غیر از تو زمین خوردم روزامو غم گرفت وقتی تو رو از خاطرم بُردم.. هوامو داری با اینکه فراموشم شدی گاهی گرفتی دستمو وقتی گذاشتم پا تو هر راهی غیر تو اینهمه هوامو کی داره.. حوصله ی گریه هامو کی داره.. سایه اتو برداری از سرم مُردم هوامو داری نفس کم آوردم مگه محتاج تو بودن غرور و ذره ای کم کرد به پای تو زمین خوردن منو کلّی بزرگم کرد هوامو داری با اینکه هوام از غیر تو پُر بود خدایا خوبیای تو واسم دور از تصوّر بود غیر تو اینهمه هوامو کی داره.. حوصله ی گریه هامو کی داره… سایه اتو برداری از سرم مُردم هوامو داری نفس کم آوردم



تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 17:8 | نویسنده : زهرا سهرابیان |

يامهدي

قرن ها گذشت و
هنوز دل بسته ام به شعر حافظ
خبر خوشی در راه است
سالهاست
پشت تمام دروازه های انتظار
با دستانی پر از دعا
چشم براهم
قاصدکی از آسمان
بیاید با باد و
پخش کند این مژده را
مردی از جنس نور دارد میاید
صدا کردن کافی نیست منتظر
از یا حسین کوفیان باید عبرت گرفت
در سالهای برف و بوران
خشک شد درخت ایمان و
اکنون
برای آمدن بهار
وقت آبیاری دلهای تشنه و
برپایی سجاده هایی رو به خداست
عشق من و
تمام دل شکسته های این دیار
دیدن روی زیبای تو
در فردایی همین نزدیکی هاست
قولش را داده ام به آسمان
برای آمدنت صبور خواهم ماند ..



تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 23:48 | نویسنده : زهرا سهرابیان |

دلیل خوردن سبزی پلو با ماهی در شب عيد چیست؟

یکی از سنت‌های عید و در واقع اولین نشانه استقبال از سال نو خوردن سبزی‌پلو با ماهی در شب عید است.

این موضوع شکل نمادین خود را در فرهنگ ما دارد و از باورهای قدیمی ما نشات می گیرد و در اصل ماهی داستان حضرت سلیمان را روایت می کند که حضرت سلیمان انگشتر خود را در شکم ماهی پیدا کرد.

پس ما ماهی می خوریم به امید اینکه حقیقت را بیشتر درک کنیم.

علاوه بر این خوردن این غذا در آستانه سال نو بهانه ای است تا این سال را با انرژی و انگیزه بیشتری آغاز کنیم.
به قول قدیمی ها در زمان سال تحویل باید اجاق خانه روشن باشد و دود از دودکش بیرون بیاید.

خوردن برنج به دلیل داشتن برکت در کنار ماهی که نشانه حیات است و سبزی که حکایت از برکت و زایش دارد، در بسیاری از خانواده‌های ایرانی در هر کجا که زندگی می کنند، مرسوم بوده و هست.

گرچه در قدیم خوردن برنج محدود به زمان و مناسبت‌های خاص بوده، اما امروزه جزو غذاهای همیشگی است.

شما هم خوردن این غذای کامل را فراموش نکنید و این سنت را به نسل‌های بعد منتقل کنید.

با این امید که شب عید امسال سبزی پلو ماهی تو همه خونه ها به راه بوده باشه وهیچ انسانی در هیچ کجای کره زمین گرسنه نباشه.



تاريخ : شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ | 17:38 | نویسنده : زهرا سهرابیان |

بهارطبيعت مباركباد

عيد نوروز توسط تمام قوم های ایرانی در میان اهالی شهر و روستا و عشایر با هر طبقه اجتماعی برگزار می شود, مراسم جشن عید نوروز است. ایرانی ها، نوروز را در آغاز سال و آغاز گردش طبیعت، جشن می‌گیرند و معتقدند که سالی دیگر گذشته و بایستی کهنگی‌ها را به سال کهنه واگذارکرد. واژهٔ جشن، از ریشهٔ «یز» به معنی نیایش و پرستش است و جشن نوروز سپاس آغاز سالی نو است.
به اعتقاد پارسیان، نوروز اول روز از زمانه و فل ک را آغاز گشتن است. اندیشهٔ ایرانی، نوروز را آغاز زندگی می‌داند و شروع هر پدیدهٔ مهمی را بدین روز منسوب می‌دارد. ایرانیان هر آغازی را جشن می‌گیرند و نوروزبزرگ‌ ترین آغاز و بزرگ‌ ترین جشن، با اصیل‌ترین سنت‌ها و مراسم جاودانه است. آغاز ِمراسم باشکوه عیدنوروز به زمان پادشاهی جمشید شاه بازمی گردد. گفته می شود او در زمان سلطنت خود در آبادانی ایران و آسایش خاطرِ مردم از هجوم بیگانگان، نقش بسیاری داشت. در نوشته ها آمده روزی جمشید سفری با تخت زرینش به آسمان به سوی خورشید داشت و پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را نوروز نامید..



تاريخ : جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ | 23:44 | نویسنده : زهرا سهرابیان |

يامهدي

آقاجان
با یاد تو نشسته ام، در راهی که عبور کنی، می‌خواهم در آخرین غروب زندگی برجای پای تو نماز بگذارم؛
ای غریبه همیشه آشنای من، مهدی جان! بازگرد دیگر جانی نمانده است.
جوانیمان رفت و نیامدی… الوعده الوفا



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 20:47 | نویسنده : زهرا سهرابیان |

ایام فاطمیه تسلیت باد

چقدر دامنم از گریه ها تر است حسین
چقدر صحن دلم با صفاتر است حسین
به شکل دیگری امروز زائرت شده ام
به این دلیل دلم مبتلاتر است حسین
عجب زیارتی امسال قسمتم شده است
چقدر بال من این جا رهاتر است حسین
صدای پای تو ما را کشانده تا این جا
صدای بودنت این جا رساتر است حسین
فضای شهر، خودش کربلاست در این ماه
ضریحت آمده و کربلاتر است حسین
غریبه نیستم از این به بعد با حرمت
نگاه من به حرم آشناتر است حسین
خودش به کشتن تو خونبها شده یعنی
خدا برای تو صاحب عزاتر است حسین...
نوكر نوشت :
تا ابد روضهء او محفل طیّب سازی است
این چنین معجزه ها هست فقط کار حسین...
صلي الله عليك يا قتيل العبرات...يا اباعبدالله...
سلام...صبحتون بخير و روزتون آكنده از عطر حسين فاطمه(س)....



تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:45 | نویسنده : زهرا سهرابیان |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.